تبليغاتX
مجتمع آموزشی استثنایی امام جواد(ع)ساری2
 

این عکس درست در لحظه‌ای که این کودک ناشنوا با گذاشتن

  سمعک برای نخسین بار صدایی می‌شنودگرفته شده است

 

 

 

 

        . چشمان کودک و صورت او عکسی ماندگار و مشهور

ساخته است


 

                                                  معصومی

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 0:1  توسط   | 

 25 فروردين روز بزرگداشت شيخ عطار نيشابوري


 شيخ فريدالدين ابو حامد محمد عطار نيشابوري معرف به عطار در سال 540 هجري(1146 ميلادي)در نيشابور ديده بر جهان گشود و در سال 618 هجري(1221 ميلادي )در حمله مغلان به شهادت رسيد (تاريخ شهادت وي در نوشته هاي مختلف 618 - 619 - 626 به چشم ميخورد).


وي دارو سازي و عرفان را نزد استاد شيخ مجدالدين بغدادي(گه منبع موثقي در دست نيست) آموخت.


                                          


  آنچه عطار را دگرگون کرد و وي را از يک عطار ساده (فروشنده داروي گياهي) به شيخ عطار نيشابوري تبديل کرد،واقعه جالبي است.

روزي درويشي به مغازه عطار مراجعه و از وي طلبي ميکند.عطار اعتنائي نميکند، درويش تقاضايش را تکرار ميکند،عطار نشنيده ميگيرد.درويش ميگويد: تو با اينهمه دلبستگي که  به دنيا داري چگونه ميخواهي جان بدهي؟


عطار ميگويد : همانگونه که تو جان ميدهي.درويش با نگاهي متعجبانه بوي ميفهماند بعيد ميدانم،در همان لحظه ميخوابد و در دم جان ميدهد. اين واقعه تاثيري ژرف و شگرف بر عطار ميگذارد. زندگي عادي را رهاکرده و در پي معنويات مريد شيخ رکن الدين اکاف نيشابوري ميگردد.


ميگويند در طول زندگي بيش ار 180 اثر را تاليف کرد(40 چهل نظم و مابقي نثر است) و بدان پايه رسيد که حضرت مولانا عطار را چشم خود ميداند( آثار عطار الهام بخش کتاب مثنوي نيز بوده). هفت شهر عشق را عطار گشت = ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم (مولانا).


هفت شهر (وادي) عشق عبارتند از 1- طلب 2- عشق 3- معرفت 4- استغنا 5- توحيد پاک 6- حيرت 7- فقر و فنا .


 
                                                  معصومی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 23:58  توسط   | 

einstein

 

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

 

خاطرات مهندس ایرج حسابی


                            تهیه کننده:افسانه معصومی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 1:8  توسط   | 

 

 

 

 دنيا را برايتان شاد شاد


و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزومندیم

 

هر روزتان نوروز

 

 
اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است

 اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد

.پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق می کند

 

 


 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:48  توسط   |